بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا صاحب الزمان

در قرآن کریم دو مرتبه از اصحاب الرس سخن به میان آمده است که در تفسیر روایی مربوط به آن به طور

غیر مستقیم  آیینهای نوروزی و تعطیلات 13 روزه آن را که ریشه در  آیین بت پرستی قدیم دارد و به عنوان

میراث به ما رسیده است بیان فرموده است.

 

اصحاب رس

وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ أَصْحابَ الرَّسِّ وَ قُرُوناً بَيْنَ ذلِكَ كَثيراً (38)

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ (12)

-

 در عيون اخبار الرضا از امام على بن موسى الرضا  علیه السلام از امير مؤمنان حديثى طولانى درباره

اصحاب رس نقل شده كه فشرده آن چنين است:

 در عيون اخبار الرضا از امام على بن موسى الرضا  علیه السلام از امير مؤمنان حديثى طولانى درباره

اصحاب رس نقل شده كه فشرده آن چنين است:

" آنها قومى بودند كه درخت صنوبرى را مى‏پرستيدند و به آن" شاه درخت" مى‏گفتند، و آن درختى بود

كه" يافث" فرزند" نوح" بعد از طوفان در كناره‏اى به نام" روشن آب" غرس كرده بود، آنها دوازده شهر آباد

داشتند كه بر كنار نهرى به نام" رس" بود، اين شهرها به نامهاى: آبان، آذر، دى، بهمن، اسفندار فروردين،

ارديبهشت، خرداد، تير، مرداد و شهريور و مهر نام داشت كه ايرانيان نامهاى ماههاى سال خود را از آنها

گرفته‏اند.

آنها به خاطر احترامى كه به آن درخت صنوبر مى‏گذاشتند، بذر آن را در مناطق ديگر كاشتند و نهرى براى

آبيارى آن اختصاص دادند به گونه‏اى كه نوشيدن آب آن نهر را بر خود و چهارپايانشان ممنوع كرده بودند،

حتى اگر كسى از آن مى‏خورد او را به قتل مى‏رساندند، و مى‏گفتند اين مايه حيات خدايان ما است و

شايسته نيست كسى از آن چيزى كم كند! آنها در هر ماه از سال، روزى را در يكى از اين شهرهاى آباد

عيد مى‏گرفتند و به كنار درخت صنوبرى كه در خارج شهر بود مى‏رفتند، قربانيها براى آن مى‏كردند و

حيواناتى سر مى‏بريدند و سپس آنها را به آتش مى‏افكندند، هنگامى كه دود از آنها به آسمان

برمى‏خاست در برابر درخت به سجده مى‏افتادند و گريه و زارى سرمى‏دادند! عادت و سنت آنها در همه

اين شهرها چنين بود تا اينكه نوبت به شهر بزرگى كه پايتخت پادشاهشان بود و نام اسفندار داشت

مى‏رسيد، تمامى اهل آباديها همه در آن جمع مى‏شدند و دوازده روز پشت سر هم عيد مى‏گرفتند و

آنچه در توان داشتند قربانى مى‏كردند و در برابر درخت سجده مى‏نمودند.

هنگامى كه آنها در كفر و بت پرستى فرو رفتند، خداوند پيامبرى از بنى اسرائيل به سوى آنها فرستاد تا

آنها را به عبادت خداوند يگانه و ترك شرك دعوت كند، اما آنها ايمان نياوردند، پيامبر ص براى قلع ماده

فساد از خدا تقاضا كرد، آن درخت بزرگ خشكيد، آنها هنگامى كه چنين ديدند سخت ناراحت شدند و

گفتند اين مرد خدايان ما را سحر كرده! بعضى ديگر گفتند: خدايان به خاطر اين مرد كه ما را دعوت به كفر

مى‏كند بر ما غضب كردند!.

و به دنبال اين بحثها همگى تصميم بر كشتن آن پيامبر گرفتند، چاهى عميق كندند و او را در آن افكندند و

سر آن را بستند و بر بالاى آن نشستند و پيوسته ناله او را شنيدند تا جان سپرد، خداوند به خاطر اين

اعمال زشت، و اين ظلم و ستمها آنها را به عذاب شديدى گرفتار كرد و نابود ساخت" «1».

قرائن متعددى مضمون اين حديث را تاييد مى‏كند زيرا با وجود ذكر" اصحاب الرس" در برابر عاد و ثمود،

احتمال اينكه گروهى از اين دو قوم باشند بسيار بعيد به نظر مى‏رسد.

همچنين وجود اين قوم در جزيره عربستان و شامات و آن حدود كه بسيارى احتمال داده‏اند نيز بعيد است،

چرا كه قاعدتا بايد در تاريخ عرب انعكاسى داشته باشد در حالى كه ما كمتر انعكاسى از اصحاب الرس در

تاريخ عرب مى‏بينيم.

از اين گذشته با بسيارى از تفاسير ديگر قابل تطبيق است از جمله اينكه" رس" نام چاه بوده باشد

(چاهى كه آنها پيامبرشان را در آن افكندند) و يا اينكه آنها صاحب كشاورزى و دامدارى بودند و مانند اينها.

و اينكه در روايتى از امام صادق ع مى‏خوانيم: كه زنان آنها داراى انحراف‏

_______________________________________________

 (1)" عيون اخبار الرضا"  علیه السلام طبق نقل و تلخيص تفسير الميزان ج 15 ص 237.

                     

همجنس‏گرايى بودند نيز با اين حديث منافات ندارد «1».

ولى از عبارت نهج البلاغه (خطبه 180) برمى‏آيد كه آنها تنها يك پيامبر نداشتند زيرا مى‏فرمايد:

اين اصحاب مدائن الرس الذين قتلوا النبيين و أطفئوا سنن المرسلين و احيوا سنن الجبارين؟!:

" كجايند اصحاب شهرهاى رس، آنهايى كه پيامبران را كشتند و سنن رسولان خدا را خاموش كردند و

سنتهاى جباران را احياء نمودند"؟! اما اين تعبير با روايت بالا نيز منافات ندارد، زيرا ممكن است روايت تنها ا

شاره به بخشى از تاريخ آن كند كه پيامبرى در ميان آنها مبعوث شده بود.

 

                                                      تفسير نمونه، ج‏15، ص: 94