أيات ولايت در سوره مباركه مومنون و نور

 

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(1)

شيخ در كتاب مجالس در آيه (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ) بسند خود از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود عباس بن عبد المطلب گفت من و يزيد بن قعنب و جمعى از طايفه بنى هاشم و طايفه عبد العزى در مقابل خانه كعبه نشسته بوديم ناگاه فاطمه بنت اسد بن هاشم كه حامله بود و بيش از 9 ماه از مدت حملش ميگذشت وارد خانه كعبه شده و ايستاد يكدفعه درد مخاض او را فرا گرفت و آثار وضع حمل در خود مشاهده نمود سر بطرف آسمان بلند كرده گفت پروردگارا من مؤمنم بوحدانيت و يكتائى تو و بآنچه پيغمبران از جانب تو بدان مأمور بوده و بكتابهاى نازل شده بسوى ايشان و گواهى ميدهم بكلام جدم حضرت ابراهيم خليل كه اين خانه را براى پرستش ذات اقدست بنا نمود خداوندا بحق شرافت اين خانه و بحق آن كسيكه آنرا ساخته و بحق اين مولودى كه در شكم من است و با من سخن گفته و حديث مينمايد و يقين دارم كه اين فرزند يكى از حجت‏ها و آيات بالغه كبريائى تست زائيدن اين مولود را بر من سهل و آسان گردان عباس بن عبد المطلب گفت همينكه فاطمه لب از دعا بر بست بچشم خود ديديم ديوار خانه شكافته شد و فاطمه داخل بيت شد و بلافاصله ديوار خانه مجددا بسته شد ما براى آنكه چند تن از زنان را بيارى فاطمه داخل خانه كنيم تلاش و كوشش زيادى كرديم كه در را باز كنيم ميسر نشد دانستم باز نشدن در (شكافتن ديوار خانه) و دخول فاطمه و بهم برآمدن آن يكى از اسرار است و بامر خدا صورت پذير شده منتظر مانديم تا آنكه سه روز گذشت روز سوم همان موضع كه شكافته شده بود مجددا باز گرديد و فاطمه صحيح و سالم و طفل نوزادش خارج شد و با كمال نشاط و تفاخر گفت اى مردم همانطوريكه خداوند آسيه دختر مزاحم را بعلت آنكه در خلوت و نهان او را پرستش ميكرد و مريم دختر عمران را با ولادت عيسى فضيلت داده و او را در كنار نخله خرمائى خشكيده پناه داده و از آن چوب خشك رطب تازه برايش مهيا فرمود مراهم بچنين فضيلتى سر افراز و مفتخر فرمود كه داخل خانه و حرم كعبه پسرم متولد شد و در مدت سه روز از ميوه و مائده بهشتى بهره مند شدم و ارتزاق كردم و چون خواستم خارج شوم هاتفى ندايم داد كه اى فاطمه من على اعلى هستم و نام فرزند ترا از اسم خود مشتق كرده و او را على ناميده ام تو نيز اين نام را بر او بگذار و او را گرامى بدار كه او را بآداب خود مؤدب نموده‏ام و او اول شخصى است كه بر بالاى اين خانه نام مرا بعظمت ياد كند و بت‏ها را شكسته و خانه را از لوث اصنام پاك نمايد و بتقديس و تمجيد و تهليل من پردازد و او پس از حبيب من محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه پيغمبر خاتم است امام و وصى و جانشين ميباشد سعادتمند آنكه او را دوست بدارد و او را يارى نموده و اطاعت كند و واى بر كسى كه منكر ولايت او شده و نافرمانى نمايد و حق او را غصب كند چون أبو طالب فاطمه و پسرش را ديد بينهايت مسرور و خوشحال شد تا فرزند پدر را ديد با فصاحت هر چه تمامتر گفت سلام و رحمت خدا بر تو باد اى پدر گرامى ناگاه پيغمبر اكرم سر رسيدند على عليه السلام بچهره پيغمبر تبسمى نمود و سلام كرد پس از كمى تامل بفرمان خدا دهان گشوده گفت (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ) پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) فرمود يا على عليه السلام مؤمنين بتو رستگار خواهند شد و چون آيه را تا أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ قرائت نمود پيغمبر فرمود بخدا قسم اى على تو امير آنها هستى و خداوند تو را واجد علوم بسيار فرمود و تو دليل و راهنماى مؤمنين ميباشى و بسبب تو آنها هدايت ميشوند سپس پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بفاطمه فرمود بر و به حمزه عمويش مژده و بشارت نوزادت را برسان عرض كرد ميترسم فرزندم گرسنه بماند پيغمبر فرمود من او را سير مينمايم و على را در آغوش گرفته زبان خويش را در

كامش نهاد فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً مصداق پيدا كرده دوازده چشمه از معرفت و دانش در دهان على عليه السلام جارى شد و بدين مناسبت آن روز را ترويه نامند.

چون فاطمه از منزل حمزه مراجعت كرد ديد نورى از چهره فرزندش بآسمان بالا ميرود و تصميم گرفت دستهاى فرزندش را ببندد يكمرتبه با يك پارچه بست طفل آنرا باز نمود اين كار را تكرار كرد تا با پنج پارچه ابريشمى بسته و همه را باز نمود ناگاه باذن خدا گفت اى مادر از بستن دستهاى من منصرف شو من ميخواهم دستم را بسوى پروردگارم بلند كنم أبو طالب در شگفتى و تعجب فرو شد و گفت من چنين ميپندارم كه اين فرزند داراى شأن و منزلتى بس رفيع باشد و در آتيه منشأ آثار بزرگ شود روز بعد پيغمبر بخانه فاطمه آمد چون طفل چهره آنحضرت را مشاهده كرد تبسمى نموده و اشاره‏اى كرد كه او را مانند روز پيش از مادر گرفته و سير كند رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را گرفته فاطمه گفت بخداى كعبه قسم همان روز على عليه السلام پيغمبر را شناخت و بهمين مناسبت آن روز را عرفه ناميده‏اند چون روز سوم شد أبو طالب دستور داد سيصد شتر و هزار گاو و گوسفند ذبح نموده وليمه مولود خود را فراهم كرد و اعلام نمود هر كس ميل دارد بوليمه فرزندم حاضر شود بايد هفت شوط در گرد خانه كعبه طواف نموده و بخانه من بيايد و بر فرزندم كه داراى چنان شرافتى از طرف پروردگار شده سلام كند و آن روز عيد قربان شد.

اين حديث را ابن شهر آشوب نيز از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده و فرمود از                       

 آن روز وليمه دادن براى نوزاد مرسوم گرديد.

عباية بن ربعى روايت كرده گفت سؤال نمودم از ابن عباس بچه علة پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بامير المؤمنين عليه السلام ابا تراب ميفرمود؟ جوابداد امير المؤمنين عليه السلام حجة خدا و صاحب زمين است و بواسطه وجود مقدسش زمين قرار و آرام گرفته و اهل خود را هلاك نميگرداند شنيدم كه رسول خدا ميفرمود روز قيامت وقتى كفار قرب و منزلت و مقام و پاداش دوستان على عليه السلام را مشاهده نمايند گويندا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً

 و در كتاب رد بر اهل تبديل روايت كرده آيه فوق در قرآن امير المؤمنين‏

يا ليتنى كنت ترابيا

ميباشد چه نيكو سروده شاعر

          انا و جميع من فوق التراب             فدى لتراب نعل ابى تراب‏

         امام مدحه ذكرى و رأى             و قلبى نحوه ما عشت صابى‏

 من و تمام روى زمين بفداى خاك قدمت اى ابو تراب مدح و ستايش آن امام  ذكر و عادت من است در تمام عمر و شبانه روز دل و قلب من فانى در هواى او است قلم و بيان از ذكر فضايل حضرتش عاجز و ناتوان است چگونه ميتوان وصف كسى نمود كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حق او فرمود كسى على را نشناخت و معرفت در حقش پيدا نكرد جز پروردگار و من. سعد بن عبد اللّه از كامل تمار روايت كرده گفت حضرت باقر عليه السلام بمن فرمود ميدانى قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ يعنى چه؟ عرض كردم حضورش بفرمائيد فرمود معنى او آنست كه رستگار شدند تسليم شوند كان و مؤمنين نجبائى هستند كه غريبند خوشا بحال چنين غربا محمد بن عباس از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام روايت كرده فرمود آيه فوق در شأن رسول اكرم و امير المؤمنين و حضرت فاطمه و حسنين صلوات اللّه عليهم اجمعين نازل شده الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ راى خشوع معانى متعدد بيان كرده‏اند                       

 يكى آنكه در نماز براى خدا خاضع و فروتن هستند ديگر آنكه از خوف خدا چشم بر هم ننهند سوم ديدگان خود را از محل سجده بر نميدارند و التفاتى بيمين و يسار خود نمى‏نمايند فرمود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون بنده‏اى بنماز بايستد پروردگار باو نگرد هر گاه آن بنده بجانبى نظر افكند خداى تعالى باو ميفرمايد من كه خالق تو هستم بتو نظر كنم تو به كه توجه ميكنى و مينگرى؟ آيا كسى از من بهتر است براى تو بمن روى آر كه از من بهترى نيابى چهارم آنست كه در نماز با اعضاء و جوارح خود بازى نكند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مردى را مشاهده نمود كه در حالت نماز با محاسن خود بازى ميكند فرمود اگر دل اين مرد خاشع بود اعضاء او نيز خاشع بودى پنجم آنستكه تمام حواس خود را به نماز مشغول بدارد نه آنكه بدنش بنماز مشغول و دلش در بازار باشد أبو القاسم جوالقى شخصى بود جوال فروش جوالى بكسى داده و فراموش كرده بود هر چند فكر مى‏نمود بيادش نميآمد مسجد رفت مشغول نماز شد در آنجا بخاطرش آمد كه جوال را بكه داده پس از مراجعت بشاگردش گفت جوال را بفلان شخصى دادم شاگرد از او سؤال نمود چگونه بخاطرت آمد؟ گفت در نماز بخاطرم رسيد شاگرد گفت اى استاد تو بنماز مشغول بودى يا به پيدا كردن جوال و معانى ديگر براى خشوع گفته‏اند كه تمام آنها برگشت ميكند بمعناى خلوص إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُون‏

محمد بن عباس از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام روايت كرده فرمود آيات فوق در حق امير المؤمنين عليه السلام و فرزندان گرامش نازلشده چه آنحضرت و فرزندانش سه شب افطار خود را به فقير و يتيم و اسير دادند و ميفرمودند إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً ما فقط براى رضاى خدا بشما طعام ميدهيم و از شما هيچ پاداش و سپاسى نمى‏طلبيم ما از قهر پروردگار خود در آنروزيكه از رنج و سختى آن رخسار خلايق در هم و غمگين است ميترسيم‏

وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلىَ‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(73)

اى پيغمبر تو اين مردم را براه ولايت امير المؤمنين عليه السلام و خدا پرستى دعوت مينمائى مردم منافقيكه بخدا و روز قيامت ايمان نميآورند از راه راست و ولايت ائمه دين منحرف ميشوند شيخ مفيد در اختصاص ذيل آيه فوق از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده فرمود مراد از صراط ولايت ما آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است يعنى منافقين كسانى هستند كه از ولايت ما ائمه خارج ميشوند و اينحديث با همان مضمون حديث محمد بن عباس از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام روايت كرده و عامه نيز بطرق متعدده روايت كرده‏اند كه منظور از صراط مستقيم راه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل او ميباشد

حَتىَّ إِذَا فَتَحْنَا عَلَيهِْم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ(77)

از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده فرمود منظور از اين باب و در كه گشوده خواهد شد على بن ابى طالب عليه السلام است در زمان رجعت و بازگشت بسوى دنيا

لَعَلىّ‏ِ أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ  كلاََّ  إِنَّهَا كلَِمَةٌ هُوَ قَائلُهَا  وَ مِن وَرَائهِم بَرْزَخٌ إِلىَ‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ(100)

امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده فرمود سخت‏ترين‏ساعات فرزند آدم سه ساعت باشد اول ساعتى است كه فرشته موكل بر قبض ارواح را مشاهده كنيد دوم ساعتى است كه از قبر بيرون آيد سوم ساعتى باشد كه در محكمه عدل پروردگار حضور يابد عاقبت كارش يا بنجات منتهى شود و داخل بهشت گردد و يا آنكه بكيفر اعمال زشت خود وارد دوزخ شده و هلاك شود در كافى از عمر بن يزيد روايت كرده گفت حضور حضرت صادق عليه السلام عرض كردم شما فرموده‏ايد كه شيعيان ما وارد بهشت ميشوند؟ فرمود بلى گفتم هر چند گناهان آنها بسيار باشد سپس فرمود روز قيامت تمام شيعيان بشفاعت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اوصياء گرامش داخل بهشت ميشوند ولى من از عالم برزخ آنها ميترسيم عرض كردم برزخ چيست؟ فرمود عالم قبر است و آنعالمى است كه واسطه ميان مرگ و قيامت است تا مردم برانگيخته شوند و در حديث ديگر فرمود بخدا قسم نميترسم بر شما شيعيان مگر از برزخ چه روز قيامت شما را نزد ما آورند و كارهاى شما بما ائمه مراجعه شود و ما بشيعيان اولى و مهربان هستيم‏

 حضرت صادق عليه السلام فرمود بر شما نميترسم مگر از برزخ زيرا اگر روز قيامت امر بسوى ما برگردد ما اولى بشما هستيم يعنى بفرياد شما ميرسيم و نيز حضرت زين العابدين عليه السلام فرمود قبر يا باغى است از باغهاى بهشت و يا حفره‏اى از حفرات جهنم.

إِنىّ‏ِ جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبرَُواْ أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائزُونَ(111)

 ابن شهر آشوب ذيل آيه فوق از ابن مسعود روايت كرده گفت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود اين آيه در شأن على بن أبي طالب و حضرت فاطمه و حسنين عليهم السلام نازلشده چه آنها بر بلاها و طاعت پروردگار در دنيا صبر نمودند و در عالم آخرت رستگار ميباشند.

أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ(115)

 امير المؤمنين عليه السلام در بعضى فرمايشات خود فرمود ايمردم از خدا بترسيد كه هيچكس را بيهوده نيافريده تا ببازى مشغول باشيد و وانگذاشته شما را تا محال و هرزه گوئى كنيد فرشته‏ايست كه هر روز ميگويد ايكاش پروردگار فرزند آدم را نيافريده بود ايكاش اينان را كه آفريده است ميدانستند براى چه كار آفريده شده‏اند تا انديشه كنند كه ايشان چه ميكنند و تكليف آنها چيست و روايات بسياريست كه خداوند عالم را براى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آل او آفريده است و تمام مخلوقات بطفيل وجود آنها آفريده شدند

أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ(115)

فَتَعَلىَ اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ  لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ(116)

وَ مَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا ءَاخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ  إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ(117)

وَ قُل رَّبّ‏ِ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنتَ خَيرُْ الرَّاحِمِينَ(118)

ابن مسعود از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده فرمود هر كه آيات آخر سوره مؤمنين را از اول أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً تا آخر سوره بر بيمار قرائت كند شفا يابد و فرمود بآنخدائيكه جان من بامر او است اگر بنده از روى يقين و ايمان و خلوص اين آيات را بر كوه بخواند از جاى كنده شود ابن مسعود ميگويد روزى بمبتلائى گذشتم اين آيات را بگوش او خواندم بهبودى حاصل نمود

 

سوره مباركه نور

وَ لَوْ لَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكمُ‏ْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ(10)

عياشى ذيل آيه وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ از زراره روايت كرده گفت حضرت باقر عليه السلام فرمود مراد از فضل خداوند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و منظور از رحمة ولايت ائمه ميباشد و در روايت ابن شهر آشوب فرمود فضل امير المؤمنين عليه السلام و رحمة فاطمه زهرا عليها السلام است.

 

وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَ يحَْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا  وَ لْيَضْرِبْنَ بخُِمُرِهِنَّ عَلىَ جُيُوبهِِنَّ  وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنىِ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنىِ أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيرِْ أُوْلىِ الْارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُواْ عَلىَ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ  وَ لَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يخُْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ  وَ تُوبُواْ إِلىَ اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكمُ‏ْ تُفْلِحُونَ(31)

در محاسن از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود نظر كردن بنامحرم                       

تيريست زهرآلود و از تيرهاى شيطانست چه بسيار نظرها است كه باعث حسرت و پشيمانى شود.

در كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود كسى نيست كه از عمل زنا مبرا باشد چه براى هر يك از اعضاء انسانى زناى مخصوصى است زناى چشم نگاه كردن بنامحرم است و زناى دهان بوسيدن و زناى دست مس كردن نامحرم است خواه فرج او تصديق كند اينها را و يا تكذيب نمايد و مايل بزنا نباشد و در فقيه از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود تكرار نظر سبب شهوت باطنى ميشود و آنشهوت كفايت باشد براى فتنه او و در حديث ديگر فرمود نخستين نظر براى تو عيب ندارد چه از روى عمد نبوده و نظر دوم بزيان تو است و در نظر سوم هلاك خواهى شد.

 در كافى از سماعه روايت كرده گفت از حضرت صادق عليه السلام سؤال نمودم جايز است مرد با زن مصافحه كند و دست بدهد بدست او؟ فرمود جايز نيست مگر آنكه آن زن محرم او باشد مانند مادر و خواهر و خاله و عمه و امثال اينها از محارم و از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده از جمله چيزهائى كه آنحضرت عهد و پيمان گرفت بر آن از زنها يكى آن بود كه با مرد نامحرم صحبت نكنند و سخن نگويند فرمود امير المؤمنين عليه السلام يكى از دامهاى شيطان صحبت با زنان نامحرم است‏

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَوةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ  الْمِصْبَاحُ فىِ زُجَاجَةٍ  الزُّجَاجَةُ كَأَنهََّا كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَ لَا غَرْبِيَّةٍ يَكاَدُ زَيْتهَُا يُضىِ‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ  نُّورٌ عَلىَ‏ نُورٍ  يهَْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ  وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ  وَ اللَّهُ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمٌ(35)

 ابن بابويه از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود مراد از مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فاطمه زهرا عليه السلام ميباشد و فيها مصباح اشاره بحضرت امام حسن عليه السلام و فِي زُجاجَةٍ مراد امام حسين عليه السلام و كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ حضرت فاطمه است كه در ميان تمام زنان دنيا چون كوكب و ستاره درخشان ميباشد و از يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ حضرت ابراهيم خليل منظور بوده كه ميفرمايد زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يعنى نه يهوديست و نه نصرانى يَكادُ زَيْتُها يُضِي‏ءُ يعنى نزديك است كه از او علم روشن و جلوه‏گر شود وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ امامى است كه از امام ديگر متولد ميشود يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يعنى بوسيله امام هر كه را بخواهد هدايت ميكند على بن ابراهيم ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرموده مشكوة فاطمه زهراء عليه السلام مصباح حضرت امام حسن عليه السلام و المصباح حضرت امام حسين عليه السلام ميباشد و حضرت زهرا همان كوكب درى است كه بين اهل جهان درخشان و فروزنده است و از حضرت ابراهيم افروخته شده لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يعنى نه يهودى است و نه نصرانى و نزديك است علم و دانش از ايشان منتشر و جارى گردد و نُورٌ عَلى‏ نُورٍ يعنى امامى بعد از امام ديگر و خداوند بواسطه آن امامان هر كه را بخواهد هدايت ميفرمايد در نور ولايت آنها از راه خلوص

 در كافى از عبد اللّه جندب روايت كرده گفت از حضرت رضا عليه السلام كتبا آيه نور را سؤال كردم در جواب مرقوم فرمودند:

اما بعد بدانكه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امين خداوند بود در ميان مردم و چون از دنيا رحلت فرمود ما اهلبيت او وارث آنحضرت و امينان خدائيم در روى زمين و تمام علوم از منايا و بلايا و انساب و مولد اسلام نزد ما است و طوايفى كه گمراه بوده و يا هدايت يافته‏اند از صد سال بيشتر و يا كمتر ما آنها را ميشناسيم و سابقه آنها را ميدانيم و رؤساء و بزرگان و ميزان ايمان و مراتب نفاق يكايك آنها را مطلع ميباشيم و نام شيعيان خودمان را با نام پدرانشان بخوبى ميدانيم كه خداوند از آنها بولايت ما عهد و ميثاق گرفته و وارد ميشوند بجايگاه ما و با ما داخل بهشت ميشوند و شيعيان ما تا روز قيامت بدامان ما تمسك ميجويند كسانيكه از ما پيروى و متابعت كنند نجات خواهند يافت و آنهائيكه دورى و بيزارى جويند هلاك ميشوند و منكرين ولايت ما كافر و دوستان ما مؤمن هستند دوست ندارد ما را هيچ كافرى و بغض ندارد بما هيچ مؤمنى و هر كس بميرد و ما را دوست بدارد بر خدا است كه او را با ما محشور گرداند ما براى پيروان خود نورى هستيم كه موجب راهنمائى ميشويم و هر كه از دوستى و هدايت ما بى‏بهره شد مسلمان نيست دين خدا بوسيله ما خاندان رسالت بسط و توسعه يافته و خداوند ببركت وجود ما آل محمد باران رحمت خود را نازل ميفرمايد و بوسيله ما در دنيا و در قبر و در محشر بمؤمنين نفع و خير ميرساند و مثل مادر كتاب خدا مثل مشكوتست و مشكوة در قنديل قرار دارد و ما چراغى هستيم در آن قنديل و غرض از مصباح محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسول خداست و مراد از نور على عليه السلام است كه خداوند بنور و ولايت ما هر كه را بخواهد هدايت ميفرمايد و بر خداست كه براى هدايت خلق ولى بفرستد و آن ولى نور دهنده است و برهانش آشكار ميباشد و حجت خداوند است در نزد خلق و بر خداست كه دوستان و محبين ما را از متقين و شهداء و صديقين و صالحين قرار دهد كه آنها رفيقان نيكوئى هستند و شهيدان دوستان ما نسبت بشهداء ساير امم بده درجه برترى و زيادتى دارند و شهيدان شيعيان ما بر شهداى امت پيغمبران سلف نه درجه برتر و بالاترند ما نجبا و اولاد پيغمبران و اولاد اوصياء آنان ميباشيم و ما مخصوص بكتاب خدا هستيم و ما اولى برسول خدائيم و ما كسانى هستيم كه خداوند دين خود را براى ما و بوسيله ما تشريع فرمود و در قرآن كريم ميفرمايد:

شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ (يا محمد) وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ و اسمعيل و اسحق و يعقوب ما دانستيم و آنچه دانستيم بمردم رسانديم و علوم اولين و آخرين نزد ما است ما وارث پيغمبران اولو العزم ميباشيم كه اقامه دين خدا نموده‏ايم و خداوند ميفرمايد وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ هر كس بولايت على عليه السلام و ائمه تمكين نكند ولايتى براى او نيست و كافر است ولايت على عليه السلام نور است و شفا است و دليل و هادى و رهبر است.

جابر بن عبد اللّه انصارى گفت وارد شدم بمسجد كوفه ديدم امير المؤمنين عليه السلام با انگشت مبارك كتابت ميكند و تبسم ميفرمايد عرض كردم حضورش اى مولاى من چه باعث تبسم شما شده؟ فرمود عجب دارم از كسيكه تلاوت ميكند اين آيه را و معرفت بحق آن ندارد گفتم كدام آيه اى سيد من؟ فرمود آيه اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ

 را سپس فرمود مشكوة محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ حسن و حسين عليهما السلام كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ على بن الحسين عليه السلام «يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ محمد بن على عليه السلام زيتونة جعفر بن محمد عليه السّلام لا شَرْقِيَّةٍ موسى بن جعفر عليه السلام وَ لا غَرْبِيَّةٍ على بن موسى عليه السلام يَكادُ زَيْتُها يُضِي‏ءُ محمد بن على عليه السلام وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ على بن محمد عليه السلام نُورٌ عَلى‏ نُورٍ حسن بن على عليه السلام يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ حضرت قائم عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ميباشد.»

فىِ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ(36)

جابر از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده فرمود مراد از آن خانه‏ها خانه پيغمبر و على عليه السلام است و فرمود آگاه باشيد و بدانيد قول خداوند كه ميفرمايد فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ مراد ولايت ما ائمه است.

 محمد بن عباس از انس بن مالك روايت كرده گفت حضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودم آنحضرت آيه فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ را تلاوت نمود شخصى سؤال كرد ايرسول خدا كدام خانه است كه پروردگار اجازه فرموده كه برفعت و بزرگى نامش در آنجا ياد شود؟ فرمود آن خانه‏هاى پيغمبران است أبو بكر پرسش كرد ايرسول خدا خانه على و فاطمه عليه السلام هم داخل آنها است فرمود بلى خانه ايشان برتر و بالاترين خانه‏ها است كه خداوند را برفعت و بزرگى ياد آورنده‏

رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تجَِرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَوةِ  يخََافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَرُ(37)

لِيَجْزِيهَُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَ يَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ  وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيرِْ حِسَابٍ(38)

إِنَّمَا كاَنَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُواْ إِلىَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكمُ‏َ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُواْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا  وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(51)

وَ مَن يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يخَْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْفَائزُونَ(52)

در كافى ذيل آيه فوق از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود اين آيه در باره امير المؤمنين عليه السلام و عثمان است چه بين آنحضرت و عثمان اختلافى روى داد در موضوع باغى امير المؤمنين بعثمان فرمود آيا راضى هستى كه فيما بين ما پيغمبر اكرم قضاوت نموده و حكم دهد عبد الرحمن بن عوف بعثمان گفت براى محاكمه نزد رسول خدا نرويد چون كه پيغمبر بنفع على و بضرر تو حكم خواهد داد بهتر است نزد پسر شيبه برويد عثمان بامير المؤمنين گفت من مايل نيستم به پيغمبر مراجعه كنم بيائيد پيش ابن شيبه برويم پسر شيبه بعثمان گفت چگونه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را امين وحى خدا ميدانى ولى در احكام و قضاوتش اعتماد ندارى و حضرتش را متهم مينمائى و اين آيه در مورد آن اختلاف نازل گرديد.

 

قُلْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ  فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَ عَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ  وَ إِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُواْ  وَ مَا عَلىَ الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَغُ الْمُبِينُ(54)

محمد بن عباس از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام روايت كرده فرمود مراد از ما حمل شنيدن و اطاعت كردن و حفظ امانت است و مقصود از ما حملتم عهديست كه خداوند در باره ولايت امير المؤمنين عليه السلام و فرزندان گرامش از مردم گرفته و در قرآن واجب و بيان نموده اطاعت آن بزرگواران را بقولش وَ إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا اگر اطاعت و فرمان بردارى از على عليه السلام كنيد براه راست راه نمائى شويد قوله تعالى: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً خداوند بكسانى از شما كه ايمان بخدا آورده و عمل نيك بجا آورد وعده فرموده كه در روى زمين خلافت دهد همانطوريكه بگذشتگان شما مرحمت نمود و نيز وعده داده دين پسنديده خود اسلام را بر همه اديان برترى و تسلط دهد و شما مؤمنين را پس از خوف و هراس از دشمنان ايمنى و آرامش كامل عطا فرمايد تا مرا ستايش و پرستش نموده و هيچگونه شرك و ريائى در پرستش من نياوريد سپس اگر كسى كافر شود بحقيقت همان فساق تبه‏كارند.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذَا كَانُواْ مَعَهُ عَلىَ أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ يَذْهَبُواْ حَتىَ‏ يَسْتَْذِنُوهُ  إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَْذِنُونَكَ أُوْلَئكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ  فَإِذَا اسْتَْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لهَُمُ اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(62)

 آخر آيه اشاره به حنظلة بن ابى عياش است كه در شب قبل از وقوع جنگ احد بمناسبت عروسى خود از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اجازه خواست تا در مدينه بماند و پس از زفاف بميدان جنگ حاضر شود صبح همان شب زفاف با حالت جنابت در جنگ احد شركت جسته و بدرجه رفيعه شهادت نايل شد و پيغمبر اكرم فرمود مى‏بينم كه فرشتگان با آب بهشتى كه در ظروف نقره‏اى است ميان زمين و آسمان حنظله را غسل ميدهند و بدين مناسبت لقب غسيل الملائكة بحنظله داده شد.

سيد رضى در كتاب «مناقب الفاخره فى عترة الطاهره» ذيل آيه لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ از حضرت امام حسين عليه السلام روايت كرده فرمود وقتى كه اين آيه نازل شد مادرم فاطمه زهرا عليه السلام حضور جدم رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رفته و عرض نمود اى پدر بزرگوار آيا اين آيه در باره ما اهلبيت نازل گشته پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود اى دختر عزيزم خير اين آيه نه در باره تو نه در حق ساير اهلبيت من نازل نشده بلكه براى اهل جفا است و تو نور ديده من و بهترين ثمرة وجود من هستيد نوازش كرد زهرا عليه السلام را بوسيد و با آب دهن مبارك مسح فرمود او را حضرت فاطمه فرمود از آن روز ببعد من هرگز محتاج باستعمال عطريات نشده و همواره خوشبو و معطر بودم.                       

 ابى جارود از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده فرمود معناى آيه اينست كه در گفتار و خطابهاى خود به پيغمبر نگوئيد

يا محمد و يا ابو القاسم‏

بلكه بگوئيد

يا نبى اللّه و يا رسول اللّه.

و نيز در كافى در جمله «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ» از حسان بن على روايت كرده گفت حضرت صادق عليه السلام ميفرمود شما اصحاب ما اهلبيت در پنهانى و حضور ما يكسان و يكنواخت در باره ما سخن بگوئيد نكند در ظاهر چيزى اظهار كنيد و در خفا و نهان چيز ديگر و هر چه ما ميگوئيم شما بگوئيد و در هر چه كه ما ائمه سكوت كرديم شما هم ساكت باشيد زيرا شما ميدانيد كه خداوند اجازه نداده است كه كسى چيزى بر خلاف گفتار ما بگويد و در تائيد فرمايش خود اين آيه را تلاوت فرمود و نيز بسند ديگر از آن حضرت روايت كرده فرمود مراد از فتنه، فتنه در دين است يا جراحتى كه خداوند بصاحب آن اجرى ندهد و در حديث ديگر فرمود مقصود از فتنه پادشاه جائريست كه بر مردم مسلط ميشود.