در اين پست در ادامه بحث استقامت مسئله توكل را آماده كرده ام كه اميدوارم استفاده نماييد .

ضمنا از نظرات روشنگر شما نيز خوشحال مي شوم.

2- توكل يا اعتماد به خدا

منظور از توكّل سپردن كارها به خدا، و اعتماد بر لطف اوست، زيرا «توكّل» از مادّه «وكالت» به معنى انتخاب وكيل نمودن و اعتماد بر ديگرى كردن است، بديهى است هر قدر وكيل توانايى بيشتر و آگاهى فزون تر داشته باشد شخص موكّل احساس آرامش بيشترى مى كند، و از آنجا كه علم خدا بى پايان و تواناييش نامحدود است هنگامى كه انسان توكّل بر او مى كند آرامش فوق العاده احساس مى كند، در برابر مشكلات و حوادث مقاوم مى شود، و از دشمنان نيرومند و خطرناك نمى هراسد، در سختيها خود را در بن بست نمى بيند و پيوسته راه خود را به سوى هدف ادامه مى دهد.

انسانى كه بر خدا توكّل دارد هرگز احساس حقارت و ضعف نمى كند بلكه به اتّكاى لطف خدا و علم و قدرت بى پايان او خود را پيروز و فاتح مى بيند و حتّى شكست هاى مقطعى او را مأيوس نمى سازد.

هرگاه توكّل به مفهوم صحيح كلمه در جان انسان پياده شود به يقين اميد آفرين، نيروبخش و باعث تقويت اراده و تحكيم مقاومت و پايمردى است.

مسئله توكّل در زندگى انبياى بزرگ الهى درخشش فوق العاده اى دارد، بررسى آيات قرآنى در اين زمينه نشان مى دهد كه آنها هميشه در برابر مشكلات طاقت فرسا خود را زير سپر توكّل قرار مى دادند، و يكى از دلايل مهمّ پيروزى آنها داشتن همين فضيلت اخلاقى بوده است.

حقيقت توكّلى كه در شرع اسلامى آمده همان اعتماد قلبى در تمام كارها بر خدا، و صرف نظر كردن از ماسوى الله است و اين منافات با تحصيل اسباب ندارد مشروط بر اينكه اسباب را در سرنوشت خود اصل اساسى نشمرد.

مفهوم توكّل آن گونه كه افراد نادان و احمق تصوّر كرده اند ترك فعّاليّت هاى جسمانى و تدبير عقلانى نيست كه اين جهل محض است، و در شريعت مقدّس اسلامى حرام، چرا كه انسان مكلّف به تحصيل معاش است از راههايى كه خدا به انسان نشان داده، از زراعت، تجارت و صنعت و غير اينها از طرق حلال... ولى با اين حال خداوند دستور داده كه به عالم اسباب دل نبندند و در آن غرق نشوند. انسان بايد با كمال قدرت و قوّت از هر گونه وسيله مادّى براى پيروز شدن بر مشكلات بهره گيرد و موانع را از سر راه خود بردارد، و با اين حال متّكى به لطف پروردگار و قدرت بى پايان او باشد، و پيروزى را از او بداند نه غير او.

توكل در قرآن كريم:

1ـ وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوح اِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِى وَ تَذْكِيرىِ بِآيَاتِ اللهِ فَعَلَى اللهِ تَوَكَّلْتُ فَاَجْمِعُوا اَمْرَكُمْ وَ شُرَكَائَكُمْ ثُمَّ لاَيَكُنْ اَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا اِلَىَّ وَ لاَتُنْظِرُونِ   (سوره يونس،آيه71)

2ـ اِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى اللهِ رَبِّى وَ رَبِّكُمْ   (سوره هود،آيه56)

3ـ رَبَّنَا اِنِّى اَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِى بِوَاد غَيْرِ ذِى زَرْع عِنْدَ بَيْتِكَ الُْمحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَوةَ فَاجْعَلْ اَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِى اِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الَّثمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ   (سوره ابراهيم،آيه37)

4ـ...اِنْ اُريِدُ اِلاّ الاِْصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ مَا تَوْفِيقى اِلاّ بِاللهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ اِلَيْهِ اُنِيبُ   (سوره هود،آيه88)

5 ـ وَ قَالَ يَا بَنِىَّ لاَتَدْخُلُوا مِنْ بَاب وَاحِد وَ ادْخُلُوا مِنْ اَبْوَاب مُتَفَرِّقَة وَ مَا اُغْنِى عَنْكُمْ مِنَ اللهِ مِنْ شَىْء اِنِ الْحُكْمُ اِلاّ للهِِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ   (سوره يوسف،آيه67)

6 ـ وَ قَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ اِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا اِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ * فَقَالُوا عَلَى اللهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَتَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ   (سوره يونس،آيات 84و85)

7ـ وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا اَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَ ثَبِّتْ اَقْدَامَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ   (سوره بقره،آيه250)

 

توكل در روايات شريفه:

1ـ قال رسول الله(صلى الله عليه وآله) «مَنْ سَرَّهُ اَنْ يَكُونَ اَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ; كسى كه دوست دارد قوى ترين مردم باشد بر خدا توكّل كند»!( 1- كنزالعمّال، جلد 3، صفحه 101، حديث 5686)

2ـ قال الاميرالمؤمنان على(عليه السلام): «فِى التَّوَكُّلِ حَقِيقَةُ الاِْيقَانِ; حقيقت يقين در توكّل است»!( غررالحكم)

3 ـ قال الامام الباقر(عليه السلام): «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللهِ لاَيُغْلَبُ وَ مَنْ اِعْتَصَمَ بِاللهِ لاَيُهْزَمُ; هر كسى كه توكّل بر خدا كند مغلوب نمى شود و كسى كه به دامن لطف خداوند چنگ بزند شكست نمى خورد» (اصول كافى، جلد 2، صفحه 65)

4 ـ قال الاميرالمؤمنان على (عليه السلام): «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللهِ ذَلَّتْ لَهُ الصِّعَابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَيْهِ الاَْسْبَابُ; كسى كه بر خدا توكّل كند مشكلات در برابر او خاضع، و اسباب براى او سهل و آسان مى گردد» ( ميزان الحكمه، جلد 4، حديث 22547)

5ـ قال الاميرالمؤمنان على (عليه السلام):: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللهِ اَضَائَتْ لَهُ الشُّبَهَاتُ; كسى كه توكّل بر خدا كند شبهات براى او روشن مى شود»( غررالحكم، حديث 9028)

6 ـ باز از همان بزرگوار خطاب به همه مردم چنين نقل شده: «يَا اَيُّهَا النَّاسُ تَوَكَّلُوا عَلَى اللهِ وَ اتَّقُوا بِهِ فَاِنَّهُ يَكْفِى مِمَّنْ سِوَاهُ; اى مردم توكّل بر خدا كنيد و به او اعتماد داشته باشيد چرا كه انسان را از غير خود بى نياز مى كند».( بحارالانوار، جلد 55، صفحه 265.)

7ـ قال لقمان:«يَا بُنَىَّ! تَوَكَّلْ عَلَى اللهِ ثُمَّ سَلْ فِى النَّاسِ، مَنْ ذَا الَّذِى تَوَكَّلَ عَلَى اللهِ فَلَمْ يَكْفِهِ؟!; فرزندم! بر خدا توكّل كن سپس از مردم بپرس آيا كسى هست كه توكّل به خدا كرده باشد و خداوند او را بى نياز نكند و مشكل او را حل نكرده باشد»؟!( ميزان الحكمه، جلد 4، حديث 22661)