روز 15 ماه مبارک رمضان
جزء 15
نقل از تفسیر جامع:
سوره اسرى
سوره اسرى كه بنى اسرائيل هم ناميده شده در مكه نازل گرديده و يكصد و يازده آيه و هزار و پانصد و سى كلمه و ششهزار و چهار صد و شصت حرف است:
در ثواب تلاوت آن عياشى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمودند هر كس سوره اسرى را در هر شب جمعه تلاوت نمايد نميميرد مگر آنكه حضرت قائم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را درك نموده و از اصحاب او باشد.
اينحديث را ابن بابويه هم روايت كرده. در خواص قرآن از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده فرمود هر كس اين سوره را روى پارچه حرير سبز رنگى نوشته و حرز خود قرار دهد هرگز تيرش بخطا نرود و هدف و نشانهاى كه در نظر دارد بزند و اگر اين سوره را در ظرفى بنويسد و بآب بشويد و از آن بنوشد فهم آن شخص زياد شده سخن بگويد و زبانش باز شود.
و نيز از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده هرگاه اين سوره را با زعفران بر ظرفى بنويسند و بشويند و آب آنرا بطفلى كه زبانش گرفته باشد بخورانند باذن خدا زبانش گشوده شود.
خلاصه مطالب سوره اسرى عبارت است از بيان معراج رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و شرح حالات بنى اسرائيل از جهت ترقى و تنزل و انحطاط و پند و اندرز به مسلمانان و پيروى نكردن آنها از يهود در ارتكاب معاصى و كردار زشتى كه سبب سخط و غضب الهى ميگردد و بيان آنكه هر چه در آسمانها و زمين است همه بذكر و تسبيح پروردگار اشتغال دارند.
نقل از تفسیر نمونه:
سوره اسراء قبل از ورود در تفسير اين سوره توجه به چند نكته لازم است:
1- نامهاى اين سوره و محل نزول آن
نام مشهور اين سوره" بنى اسرائيل" است و نامهاى ديگرى نيز از قبيل" اسراء" و" سبحان" دارد «1».
روشن است كه هر يك از اين نامها به تناسب مطالبى است كه در اين سوره در رابطه با آن وجود دارد، اگر نام" بنى اسرائيل" بر آن گذارده شده به خاطر آنست كه بخش قابل ملاحظهاى در آغاز و پايان اين سوره پيرامون بنى اسرائيل است.
و اگر به آن" اسراء" گفته مىشود به خاطر نخستين آيه آن كه پيرامون اسراء (معراج) پيامبر ص سخن مىگويد، و" سبحان" نيز از نخستين كلمه اين سوره گرفته شده است.
ولى در رواياتى كه فضيلت اين سوره را بيان مىكند تنها به نام بنى اسرائيل برخورد مىكنيم، و به همين جهت غالب مفسران همين نام را براى سوره، برگزيدهاند.
به هر حال مشهور و معروف اين است كه تمام يكصد آيه اين سوره در مكه نازل شده است، و مفاهيم و محتواى آن نيز كاملا متناسب با سورههاى مكى است
________________________________________
(1) تفسير آلوسى جلد 15 صفحه 2.
هر چند بعضى از مفسران معتقدند پارهاى از آيات آن در مدينه نازل شده است، ولى گفتار مشهور صحيحتر به نظر مىرسد.
2- فضيلت اين سوره
از پيامبر ص و همچنين از امام صادق ع اجر و پاداش فراوانى براى كسى كه اين سوره را بخواند نقل شده است از جمله اينكه:
در روايتى از امام صادق ع چنين مىخوانيم: من قرء سورة بنى اسرائيل فى كل ليلة جمعه لم يمت حتى يدرك القائم و يكون من اصحابه:" كسى كه سوره بنى اسرائيل را هر شب جمعه بخواند از دنيا نخواهد رفت تا اينكه" قائم" را درك كند و از يارانش خواهد بود".
كرارا گفتهايم پاداشها و فضيلتهايى كه براى سورههاى قرآن بيان شده هرگز براى خواندن تنها نيست، بلكه خواندنى است كه توأم با تفكر و انديشه، و سپس الهام گرفتن براى عمل بوده باشد.
مخصوصا در يكى از همين روايات مربوط به فضيلت اين سوره مىخوانيم فرق قلبه عند ذكر الوالدين:" كسى كه اين سوره را بخواند و به هنگامى كه به توصيههاى خداوند در ارتباط با پدر و مادر در اين سوره مىرسد، عواطف او تحريك گردد و احساس محبت بيشتر نسبت به پدر و مادر كند" داراى چنان پاداشى است.
بنا بر اين الفاظ قرآن هر چند بلا شك محترم و پر ارزش است، ولى اين الفاظ مقدمهاى است براى معانى و معانى مقدمهاى است براى عمل.
3- محتواى اين سوره در يك نگاه كوتاه
گفتيم اين سوره بنا بر مشهور از سورههايى است كه در مكه نازل شده است و طبعا ويژگيهاى سورههاى مكى در آن جمع است، از جمله دعوت مؤثر به توحيد، و توجه دادن به معاد، و نصائح سودمند، و مبارزه با هر گونه شرك و ظلم و انحراف.
بطور كلى مىتوان گفت آيات اين سوره بر محور امور زير دور مىزند.
1- دلائل نبوت مخصوصا قرآن و نيز معراج.
2- بحثهايى مربوط به معاد، مساله كيفر و پاداش و نامه اعمال و نتائج آن.
3- بخشى از تاريخ پر ماجراى بنى اسرائيل كه در آغاز سوره و پايان آن آمده است.
4- مساله آزادى اراده و اختيار و اينكه هر گونه عمل نيك و بد، نتيجهاش به خود انسان بازگشت مىكند.
5- مساله حساب و كتاب در زندگى اين جهان كه نمونهاى است براى جهان ديگر.
6- حقشناسى در همه سطوح، مخصوصا درباره خويشاوندان، و بخصوص پدر و مادر.
7- تحريم" اسراف و تبذير" و" بخل" و" فرزندكشى" و" زنا" و" خوردن مال يتيمان" و" كمفروشى" و" تكبر" و" خونريزى".
8- بحثهايى در زمينه توحيد و خداشناسى.
9- مبارزه با هر گونه لجاجت در برابر حق و اينكه گناهان ميان انسان و مشاهده چهره حق پرده مىافكند.
10- شخصيت انسان و فضيلت و برترى او بر مخلوقات ديگر.
11- تاثير قرآن براى درمان هر گونه بيمارى اخلاقى و اجتماعى.
12- اعجاز قرآن و عدم توانايى مقابله با آن.
13- وسوسههاى شيطان و هشدار به همه مؤمنان به راههاى نفوذ شيطان در انسان.
14- بخشى از تعليمات مختلف اخلاقى.
15- و سرانجام فرازهايى از تاريخ پيامبران به عنوان درسهاى عبرتى براى همه انسانها و شاهدى براى مسائل بالا.
به هر صورت مجموعه بحثهاى عقيدتى و اخلاقى و اجتماعى در اين سوره نسخه كاملى را تشكيل مىدهد براى ارتقاء و تكامل بشر در زمينههاى مختلف، و جالب اينكه اين سوره با" تسبيح خدا" شروع مىشود و با" حمد و تكبير او" پايان مىگيرد، تسبيح نشانهاى است براى پاكسازى و پيراستن از هر گونه عيب و نقص، و حمد نشانهاى است براى آراستن به صفات فضيلت، و تكبير رمزى است به پيشرفت و عظمت.
نقل از تفسیر نور:
سيماى سورهى اسراء
سورهى «اسراء»، يكصد و يازده آيه دارد و بنا بر قول مشهور مكّى است. البتّه بعضى پنج آيهى 26، 32، 33، 57 و 78 را مدنى مىدانند.
اين سوره به جهت كلمهى اوّل آن، «سُبْحانَ» و به خاطر ماجراى معراج، «اسراء» و به سبب بازگويى داستان بنى اسرائيل، «بنى اسرائيل» نامگذارى شده است.
در اين سوره همچون ديگر سورههاى مكّى، موضوعاتى از قبيل: توحيد، معاد، نصايح سودمند و مبارزه با هر گونه شرك، ظلم و انحراف، سنّتها و قوانين فردى و اجتماعى در تاريخ، تاريخچهى آدم و ابليس، پيامبر اسلام و موقعيّت آن حضرت در مكّه، بيان شده است. از مسائل عمده و قابل توجّه در اين سوره، معراج حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله است.
شروع سوره با «تسبيح» خداست و پايان آن با «حمد» و ستايش او.
در روايات به تلاوت اين سوره در شبهاى جمعه سفارش شده و از جمله فوائد آن، ديدار امام زمان عليه السلام دانسته شده است. «1»
_______________________________________
(1). امام صادق عليه السلام فرمودند: «من قرء سورة بنى اسرائيل فى كل ليلة جمعة لم يمت حتّى يدرك القائم و يكون من اصحابه». تفسير نمونه.
[سوره الإسراء (17): آيه 1]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (1)
پاك و منزّه است آن (خدايى) كه بندهاش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصى كه اطرافش را بركت دادهايم شبانه بُرد، تا از نشانههاى خود به او نشان دهيم. همانا او شنوا و بيناست.
نكتهها:
معراج، مقدّسترين سفر در طول تاريخ است، مسافرش پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله، فرودگاهش مسجد الحرام، گذرگاهش مسجد الاقصى، ميزبانش خدا، هدف آن ديدن آيات الهى، سوغاتىاش اخبار آسمانها و ملكوت و بالا بردن سطح فهم بشر از اين دنياى مادّى بوده است. «1»
بر اساس روايات، پيامبر يك سال قبل از هجرت، پس از نماز مغرب در مسجد الحرام، از طريق مسجد الاقصى به وسيلهى «بُراق» «2» به آسمانها رفت و چون بازگشت نماز صبح را در مسجد الحرام خواند. «3»
________________________________________
(1). در تفسير فرقان آمده است: شب ميلاد، شب معراج، شب بعثت، شب هجرت، شب ورود به مدينه و شب رحلت پيامبر، همه، شب دوشنبه بوده است.
(2). تفسير نور الثقلين.
(3). بحار، ج 18، ص 389.
معراج پيامبر، جسمانى و در بيدارى بوده، نه در خواب و با روح! و اصل آن از ضروريات دين و مورد اتّفاق همهى فرقههاى اسلامى است. «1»
روايات متواتر «2» و برخى دعاها و زيارتنامهها هم به اين مسأله اشاره دارد و در برخى احاديث، منكر آن كافر معرّفى شده است.
خداوند، حضرت آدم را از آسمان به زمين آورد، ولى حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را از زمين به آسمان برد. «3» پيامبر در آن شب، عوالم بالا، ملكوت آسمانها و عجائب آفرينش را ديده «4» و با انبيا ملاقات كردند. «5» و احاديث قدسى در اين سفر بر آن حضرت وارد شده است، رهبرى و ولايت على عليه السلام مطرح شد.
در اين سفر، حضرت رسول، بهشت و جهنّم را ديد، وضعيّت بهشتيان و نعمتهايشان و دوزخيان و عذابهايشان از مشاهدات ديگر پيامبر بود. وقتى پيامبر داستان معراج را بيان فرمود، بعضى مردم كمظرفيّت از دين برگشتند. «6»
اشكال و جواب:
بعضى در مورد معراج و سفر آسمانى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، سؤالها يا شبهههايى را مطرح مىكنند، از قبيل اينكه: در فضاى بيرون جوّ، هوا نيست، گرماى سوزان و سرماى كشنده هست، مشكل بىوزنى وجود دارد، اشعّههاى كيهانى خطرناك است، يك شب براى سير در آسمانها كوتاه است و اگر كسى بخواهد در فضا سير كند، بايد سرعتى شبيه سرعت نور يا بيشتر داشته باشد، براى فرار از جاذبه بايد سرعتى معادل 40000 كيلومتر در ساعت داشت و امثال اينها.
پاسخ اجمالى شبهات اين است: اصل معراج در قرآن و روايات متواتر آمده «7» و آنچه مهم
________________________________________
(1). اين آيه و آيات 8 تا 18 سورهى نجم، بر اين مطلب دلالت دارد.
(2). متواتر، به رواياتى مىگويند كه افراد بسيارى آن را نقل كرده باشند و جايى براى شبهه نباشد.
(3). تفسير كشف الاسرار.
(4). تفسير نور الثقلين.
(5). كافى، ج 8، ص 121. [.....]
(6). تفسير طبرى.
(7). بحار، ج 18، ص 282 410.
است، ايمان به اصل آن است و ايمان به جزئيّاتش ضرورى نيست. «1» از طرفى معجزه بايد عقلًا محال نباشد و چون معراج از معجزات پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله است، مشمول قواعد كلّى همهى معجزات مىشود.
بقيّهى مشكلات و شبهات نيز با توجّه به قدرت الهى قابل حلّ است. علاوه بر آنكه امروزه كه انسان، هواپيما و قمر مصنوعى و سفينههاى فضايى به كرات ديگر مىفرستد، پذيرفتن معراج آسان است.
چنان كه قرآن، جابهجايى تخت بلقيس را از كشورى به كشور ديگر در يك چشم به هم زدن مطرح مىكند كه اين مسأله، مشكل طىّ مسافت را حلّ مىكند.
پيامها:
1 معراج، لغو نيست، بلكه اسرارى قابل توجّه دارد. «سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى» ...
2 معراج، اردوى خصوصى و بازديد علمى پيامبر بود، و گر نه خداوند بىمكان است. «سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى» ...
3 عبوديّت، مقدّمهى پرواز است و عروج، بىخروج از صفات رذيله، ممكن نيست. «أَسْرى بِعَبْدِهِ» 4 انسان اگر هم به معراج برود، باز «عبد» است. پس دربارهى اولياى خدا غلوّ نكنيم. «أَسْرى بِعَبْدِهِ» 5 عبوديّت، از افتخارات پيامبر و زمينهى دريافتهاى الهى اوست. «بِعَبْدِهِ» 6 پيامبرى كه امّتش در آينده از فضانوردان نيز خواهند بود، لازم است به معراج و سفر آسمانى رفته باشد. «أَسْرى بِعَبْدِهِ» 7 براى قرب به خدا، شب بهترين وقت است. «2» «أَسْرى ... لَيْلًا»
________________________________________
(1). البتّه بعضى روايات، مجعول است، مثل مشاهدهى خدا در حال جسم بودن، و برخى قابل قبول است با توجيه و تأويل، مانند: ديدار اهل بهشت و جهنّم و برخى هم بدون تأويل، پذيرفتنى است.
(2). «سُرى» به معناى سير و حركت شبانه است.
8 شب معراج، شب بسيار مهمى است. «لَيْلًا» نكره آمده است.
9 اگر استعداد و شايستگى باشد، پرواز يك شبه انجام مىگيرد. «أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا» 10 مسجد، بهترين سكوى پرواز معنوى مؤمن است. «مِنَ الْمَسْجِدِ» 11 مسجد بايد محور كارهاى ما باشد. «مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى» 12 حركتهاى مقدّس، بايد از راههاى مقدّس باشد. «أَسْرى ... مِنَ الْمَسْجِدِ» 13 سرسبزى و بركات، بايد بر محور مسجد باشد. «الْمَسْجِدِ ... بارَكْنا حَوْلَهُ» 14 بيت المقدّس و حوالى آن، محلّ نزول بركات آسمانى، مقرّ پيامبران و فرودگاه فرشتگان در تاريخ بوده است. «بارَكْنا حَوْلَهُ» 15 ظرفيّت علمى انسان، از دانستنىهاى زمين بيشتر و شگفتىهاى آسمان نيز از زمين بيشتر است. «أَسْرى ... لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا» 16 هدف معراج، كسب معرفت و رشد معنوى بود. «لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا» 17 آيات الهى آن قدر بىانتهاست كه رسول خدا نيز توان دستيابى به همهى آنها را ندارد. «مِنْ آياتِنا» «1» 18 خداوند، به مخالفان هشدار مىدهد كه آنان را مىبيند و سخنانشان را مىشنود. «السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»
نقل از تفسیر المیزان:
[نقل برخى اقوال در باره مدنى بودن بعضى از آيات سوره اسراء و اشاره به مفاد كلى اين سوره مباركه]
از آيات اين سوره چنين بر مىآيد كه از سورههاى مكى است، ولى بنا بر قول بعضى از مفسرين بطورى كه روح المعانى نقل نموده دو آيه از آن مدنى است، كه عبارتند از: آيه" وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ ..." و آيه" وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ ...".
بعضى ديگر گفتهاند كه چهار آيه اين سوره مدنى است يعنى آن دو آيه مذكور به اضافه آيه" وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ ..."، و آيه" وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ ..." «3».
و از حسن نقل شده كه گفته است: همه آيات اين سوره جز پنج آيهاش مكى است، و آن پنج آيه عبارتند از آيه" وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ ..." و آيه" وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى ..." و آيه" أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ ..." و آيه" أَقِمِ الصَّلاةَ ..."، و آيه" وَ آتِ ذَا الْقُرْبى ..." «4».
و از مقاتل نقل شده كه گفته است كه تمام سوره مكى است مگر پنج آيه زير:" وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ ..." و آيه" وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ ..." و آيه" وَ إِذْ قُلْنا لَكَ ..." و آيه" وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي ..." و آيه" إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ ..." «5».
و از قتاده و معدل از ابن عباس روايت شده كه گفته است: همه آن مكى است مگر هشت آيه و آنها عبارتند از آيه" وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ ..." تا آيه" وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي ..." «6»
.
و ليكن در مضامين آيات مذكور هيچ دليلى بر اينكه در مدينه نازل شده باشند ديده نمىشود، و احكامى هم كه در اين آيات هست احكامى نيست كه نزولش اختصاص به مدينه داشته باشد، چون نظائر آن در سورههاى مكى نيز ديده مىشود، مانند سوره انعام و اعراف.
سوره مورد بحث هدفى را دنبال مىكند كه آن عبارت است از تسبيح خداى تعالى، اين سوره مطلب را با اشاره به داستان معراج رسول خدا (ص) و سير آن حضرت از مسجد الحرام به مسجد اقصى (كه همان بيت المقدس باشد و بنائى است مرتفع
________________________________________
(1 و 2) سوره اسرى، آيات 43، 93، 108، 111. [.....]
(3) روح المعانى، ج 15، ص 2.
(4) منهج الصادقين، ج 5، ص 293.
(5) روح المعانى، ج 15، ص 2.
(6) منهج الصادقين، ج 5، ص 2.
(هيكل) كه داوود و سليمان (ع) براى بنى اسرائيل بنا نمودند، و خدا آن را خانه مقدس ايشان قرار داد) شروع نموده و متذكر شده است.
آن گاه كلام را به مناسبت، به مقدرات بنى اسرائيل كشانده، از عزت و ذلت آنان و اينكه خداوند در هر روزگارى كه او را اطاعت مىكردند سربلندشان مىكرده، و هر وقت كه از در عصيان در مىآمدند ذليل و خوارشان مىساخته، سخن گفته و نيز كيفيت نزول كتاب بر آنان و پيرامون دعوت آنان به توحيد و نفى شرك توضيح داده است.
سپس به همين مناسبت كلام را به وضع اين امت معطوف ساخته، كه بر اين امت نيز كتاب نازل كرده پس اگر اطاعت كنند اجرا مىبرند، و اگر عصيان بورزند عقاب مىشوند، و ملاك كار ايشان مانند آنان به همان اعمالى است كه مىكنند، و به طور كلى با هر انسانى بر طبق عملش معامله مىكنند، و سنت الهى در امتهاى گذشته نيز بر همين منوال بوده است.
پس آن گاه حقايق مهم و بسيارى از معارف مربوط به مبدأ و معاد و شرايع عامه از اوامر و نواهى و غير آن را بيان مىكند.
و از آيات برجسته، در اين سوره آيه شريفه" قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى- بگو چه خدا را بخوانيد و چه رحمان را، به هر نامى كه بخوانيد براى او است اسماى حسنى" «1»
و نيز آيه" كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً- هر يك از طايفه مؤمن و غير مؤمن را از عطاء پروردگارت مدد مىرسانيم و عطاء پروردگار تو ممنوع نيست" «2»
و نيز آيه" وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها- و هيچ قريهاى نيست مگر آنكه ما هلاك كننده آنيم" «3»
و همچنين آيات ديگر، است.
" سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ...".
كلمه" سبحان" اسم مصدر از ماده تسبيح به معناى تنزيه است، و همواره به طور اضافه استعمال مىشود و در تركيب، مفعول مطلقى است كه قائم مقام و جانشين فعل است، بنا بر اين تقدير" سبحان اللَّه"" سبحت اللَّه تسبيحا" است يعنى خداى را تنزيه مىكنم تنزيه كردن مخصوصى، و آن تنزيه و مبرى ساختن او از هر چيزيست كه لايق ساحت قدسش نباشد.
_______________________________________
(1) سوره اسرى، آيه 17.
(2) سوره اسرى، آيه 20.
(3) سوره اسرى، آيه 58.
و بيشتر در وقتى استعمال مىشود كه بخواهند اظهار تعجب كنند، ولى در اين آيه به شهادت سياق، براى تنزيه است نه تعجب، چون سياق كلام و غرض از آن تنزيه خداست، هر چند بعضيها «1»
اصرار دارند كه آن را براى تعجب بگيرند.
جزء 15
نقل از تفسیر جامع:
سوره اسرى
سوره اسرى كه بنى اسرائيل هم ناميده شده در مكه نازل گرديده و يكصد و يازده آيه و هزار و پانصد و سى كلمه و ششهزار و چهار صد و شصت حرف است:
در ثواب تلاوت آن عياشى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمودند هر كس سوره اسرى را در هر شب جمعه تلاوت نمايد نميميرد مگر آنكه حضرت قائم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را درك نموده و از اصحاب او باشد.
اينحديث را ابن بابويه هم روايت كرده. در خواص قرآن از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده فرمود هر كس اين سوره را روى پارچه حرير سبز رنگى نوشته و حرز خود قرار دهد هرگز تيرش بخطا نرود و هدف و نشانهاى كه در نظر دارد بزند و اگر اين سوره را در ظرفى بنويسد و بآب بشويد و از آن بنوشد فهم آن شخص زياد شده سخن بگويد و زبانش باز شود.
و نيز از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده هرگاه اين سوره را با زعفران بر ظرفى بنويسند و بشويند و آب آنرا بطفلى كه زبانش گرفته باشد بخورانند باذن خدا زبانش گشوده شود.
خلاصه مطالب سوره اسرى عبارت است از بيان معراج رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و شرح حالات بنى اسرائيل از جهت ترقى و تنزل و انحطاط و پند و اندرز به مسلمانان و پيروى نكردن آنها از يهود در ارتكاب معاصى و كردار زشتى كه سبب سخط و غضب الهى ميگردد و بيان آنكه هر چه در آسمانها و زمين است همه بذكر و تسبيح پروردگار اشتغال دارند.
نقل از تفسیر نمونه:
سوره اسراء قبل از ورود در تفسير اين سوره توجه به چند نكته لازم است:
1- نامهاى اين سوره و محل نزول آن
نام مشهور اين سوره" بنى اسرائيل" است و نامهاى ديگرى نيز از قبيل" اسراء" و" سبحان" دارد «1».
روشن است كه هر يك از اين نامها به تناسب مطالبى است كه در اين سوره در رابطه با آن وجود دارد، اگر نام" بنى اسرائيل" بر آن گذارده شده به خاطر آنست كه بخش قابل ملاحظهاى در آغاز و پايان اين سوره پيرامون بنى اسرائيل است.
و اگر به آن" اسراء" گفته مىشود به خاطر نخستين آيه آن كه پيرامون اسراء (معراج) پيامبر ص سخن مىگويد، و" سبحان" نيز از نخستين كلمه اين سوره گرفته شده است.
ولى در رواياتى كه فضيلت اين سوره را بيان مىكند تنها به نام بنى اسرائيل برخورد مىكنيم، و به همين جهت غالب مفسران همين نام را براى سوره، برگزيدهاند.
به هر حال مشهور و معروف اين است كه تمام يكصد آيه اين سوره در مكه نازل شده است، و مفاهيم و محتواى آن نيز كاملا متناسب با سورههاى مكى است
________________________________________
(1) تفسير آلوسى جلد 15 صفحه 2.
هر چند بعضى از مفسران معتقدند پارهاى از آيات آن در مدينه نازل شده است، ولى گفتار مشهور صحيحتر به نظر مىرسد.
2- فضيلت اين سوره
از پيامبر ص و همچنين از امام صادق ع اجر و پاداش فراوانى براى كسى كه اين سوره را بخواند نقل شده است از جمله اينكه:
در روايتى از امام صادق ع چنين مىخوانيم: من قرء سورة بنى اسرائيل فى كل ليلة جمعه لم يمت حتى يدرك القائم و يكون من اصحابه:" كسى كه سوره بنى اسرائيل را هر شب جمعه بخواند از دنيا نخواهد رفت تا اينكه" قائم" را درك كند و از يارانش خواهد بود".
كرارا گفتهايم پاداشها و فضيلتهايى كه براى سورههاى قرآن بيان شده هرگز براى خواندن تنها نيست، بلكه خواندنى است كه توأم با تفكر و انديشه، و سپس الهام گرفتن براى عمل بوده باشد.
مخصوصا در يكى از همين روايات مربوط به فضيلت اين سوره مىخوانيم فرق قلبه عند ذكر الوالدين:" كسى كه اين سوره را بخواند و به هنگامى كه به توصيههاى خداوند در ارتباط با پدر و مادر در اين سوره مىرسد، عواطف او تحريك گردد و احساس محبت بيشتر نسبت به پدر و مادر كند" داراى چنان پاداشى است.
بنا بر اين الفاظ قرآن هر چند بلا شك محترم و پر ارزش است، ولى اين الفاظ مقدمهاى است براى معانى و معانى مقدمهاى است براى عمل.
3- محتواى اين سوره در يك نگاه كوتاه
گفتيم اين سوره بنا بر مشهور از سورههايى است كه در مكه نازل شده است و طبعا ويژگيهاى سورههاى مكى در آن جمع است، از جمله دعوت مؤثر به توحيد، و توجه دادن به معاد، و نصائح سودمند، و مبارزه با هر گونه شرك و ظلم و انحراف.
بطور كلى مىتوان گفت آيات اين سوره بر محور امور زير دور مىزند.
1- دلائل نبوت مخصوصا قرآن و نيز معراج.
2- بحثهايى مربوط به معاد، مساله كيفر و پاداش و نامه اعمال و نتائج آن.
3- بخشى از تاريخ پر ماجراى بنى اسرائيل كه در آغاز سوره و پايان آن آمده است.
4- مساله آزادى اراده و اختيار و اينكه هر گونه عمل نيك و بد، نتيجهاش به خود انسان بازگشت مىكند.
5- مساله حساب و كتاب در زندگى اين جهان كه نمونهاى است براى جهان ديگر.
6- حقشناسى در همه سطوح، مخصوصا درباره خويشاوندان، و بخصوص پدر و مادر.
7- تحريم" اسراف و تبذير" و" بخل" و" فرزندكشى" و" زنا" و" خوردن مال يتيمان" و" كمفروشى" و" تكبر" و" خونريزى".
8- بحثهايى در زمينه توحيد و خداشناسى.
9- مبارزه با هر گونه لجاجت در برابر حق و اينكه گناهان ميان انسان و مشاهده چهره حق پرده مىافكند.
10- شخصيت انسان و فضيلت و برترى او بر مخلوقات ديگر.
11- تاثير قرآن براى درمان هر گونه بيمارى اخلاقى و اجتماعى.
12- اعجاز قرآن و عدم توانايى مقابله با آن.
13- وسوسههاى شيطان و هشدار به همه مؤمنان به راههاى نفوذ شيطان در انسان.
14- بخشى از تعليمات مختلف اخلاقى.
15- و سرانجام فرازهايى از تاريخ پيامبران به عنوان درسهاى عبرتى براى همه انسانها و شاهدى براى مسائل بالا.
به هر صورت مجموعه بحثهاى عقيدتى و اخلاقى و اجتماعى در اين سوره نسخه كاملى را تشكيل مىدهد براى ارتقاء و تكامل بشر در زمينههاى مختلف، و جالب اينكه اين سوره با" تسبيح خدا" شروع مىشود و با" حمد و تكبير او" پايان مىگيرد، تسبيح نشانهاى است براى پاكسازى و پيراستن از هر گونه عيب و نقص، و حمد نشانهاى است براى آراستن به صفات فضيلت، و تكبير رمزى است به پيشرفت و عظمت.
نقل از تفسیر نور:
سيماى سورهى اسراء
سورهى «اسراء»، يكصد و يازده آيه دارد و بنا بر قول مشهور مكّى است. البتّه بعضى پنج آيهى 26، 32، 33، 57 و 78 را مدنى مىدانند.
اين سوره به جهت كلمهى اوّل آن، «سُبْحانَ» و به خاطر ماجراى معراج، «اسراء» و به سبب بازگويى داستان بنى اسرائيل، «بنى اسرائيل» نامگذارى شده است.
در اين سوره همچون ديگر سورههاى مكّى، موضوعاتى از قبيل: توحيد، معاد، نصايح سودمند و مبارزه با هر گونه شرك، ظلم و انحراف، سنّتها و قوانين فردى و اجتماعى در تاريخ، تاريخچهى آدم و ابليس، پيامبر اسلام و موقعيّت آن حضرت در مكّه، بيان شده است. از مسائل عمده و قابل توجّه در اين سوره، معراج حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله است.
شروع سوره با «تسبيح» خداست و پايان آن با «حمد» و ستايش او.
در روايات به تلاوت اين سوره در شبهاى جمعه سفارش شده و از جمله فوائد آن، ديدار امام زمان عليه السلام دانسته شده است. «1»
_______________________________________
(1). امام صادق عليه السلام فرمودند: «من قرء سورة بنى اسرائيل فى كل ليلة جمعة لم يمت حتّى يدرك القائم و يكون من اصحابه». تفسير نمونه.
[سوره الإسراء (17): آيه 1]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (1)
پاك و منزّه است آن (خدايى) كه بندهاش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصى كه اطرافش را بركت دادهايم شبانه بُرد، تا از نشانههاى خود به او نشان دهيم. همانا او شنوا و بيناست.
نكتهها:
معراج، مقدّسترين سفر در طول تاريخ است، مسافرش پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله، فرودگاهش مسجد الحرام، گذرگاهش مسجد الاقصى، ميزبانش خدا، هدف آن ديدن آيات الهى، سوغاتىاش اخبار آسمانها و ملكوت و بالا بردن سطح فهم بشر از اين دنياى مادّى بوده است. «1»
بر اساس روايات، پيامبر يك سال قبل از هجرت، پس از نماز مغرب در مسجد الحرام، از طريق مسجد الاقصى به وسيلهى «بُراق» «2» به آسمانها رفت و چون بازگشت نماز صبح را در مسجد الحرام خواند. «3»
________________________________________
(1). در تفسير فرقان آمده است: شب ميلاد، شب معراج، شب بعثت، شب هجرت، شب ورود به مدينه و شب رحلت پيامبر، همه، شب دوشنبه بوده است.
(2). تفسير نور الثقلين.
(3). بحار، ج 18، ص 389.
معراج پيامبر، جسمانى و در بيدارى بوده، نه در خواب و با روح! و اصل آن از ضروريات دين و مورد اتّفاق همهى فرقههاى اسلامى است. «1»
روايات متواتر «2» و برخى دعاها و زيارتنامهها هم به اين مسأله اشاره دارد و در برخى احاديث، منكر آن كافر معرّفى شده است.
خداوند، حضرت آدم را از آسمان به زمين آورد، ولى حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله را از زمين به آسمان برد. «3» پيامبر در آن شب، عوالم بالا، ملكوت آسمانها و عجائب آفرينش را ديده «4» و با انبيا ملاقات كردند. «5» و احاديث قدسى در اين سفر بر آن حضرت وارد شده است، رهبرى و ولايت على عليه السلام مطرح شد.
در اين سفر، حضرت رسول، بهشت و جهنّم را ديد، وضعيّت بهشتيان و نعمتهايشان و دوزخيان و عذابهايشان از مشاهدات ديگر پيامبر بود. وقتى پيامبر داستان معراج را بيان فرمود، بعضى مردم كمظرفيّت از دين برگشتند. «6»
اشكال و جواب:
بعضى در مورد معراج و سفر آسمانى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، سؤالها يا شبهههايى را مطرح مىكنند، از قبيل اينكه: در فضاى بيرون جوّ، هوا نيست، گرماى سوزان و سرماى كشنده هست، مشكل بىوزنى وجود دارد، اشعّههاى كيهانى خطرناك است، يك شب براى سير در آسمانها كوتاه است و اگر كسى بخواهد در فضا سير كند، بايد سرعتى شبيه سرعت نور يا بيشتر داشته باشد، براى فرار از جاذبه بايد سرعتى معادل 40000 كيلومتر در ساعت داشت و امثال اينها.
پاسخ اجمالى شبهات اين است: اصل معراج در قرآن و روايات متواتر آمده «7» و آنچه مهم
________________________________________
(1). اين آيه و آيات 8 تا 18 سورهى نجم، بر اين مطلب دلالت دارد.
(2). متواتر، به رواياتى مىگويند كه افراد بسيارى آن را نقل كرده باشند و جايى براى شبهه نباشد.
(3). تفسير كشف الاسرار.
(4). تفسير نور الثقلين.
(5). كافى، ج 8، ص 121. [.....]
(6). تفسير طبرى.
(7). بحار، ج 18، ص 282 410.
است، ايمان به اصل آن است و ايمان به جزئيّاتش ضرورى نيست. «1» از طرفى معجزه بايد عقلًا محال نباشد و چون معراج از معجزات پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله است، مشمول قواعد كلّى همهى معجزات مىشود.
بقيّهى مشكلات و شبهات نيز با توجّه به قدرت الهى قابل حلّ است. علاوه بر آنكه امروزه كه انسان، هواپيما و قمر مصنوعى و سفينههاى فضايى به كرات ديگر مىفرستد، پذيرفتن معراج آسان است.
چنان كه قرآن، جابهجايى تخت بلقيس را از كشورى به كشور ديگر در يك چشم به هم زدن مطرح مىكند كه اين مسأله، مشكل طىّ مسافت را حلّ مىكند.
پيامها:
1 معراج، لغو نيست، بلكه اسرارى قابل توجّه دارد. «سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى» ...
2 معراج، اردوى خصوصى و بازديد علمى پيامبر بود، و گر نه خداوند بىمكان است. «سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى» ...
3 عبوديّت، مقدّمهى پرواز است و عروج، بىخروج از صفات رذيله، ممكن نيست. «أَسْرى بِعَبْدِهِ» 4 انسان اگر هم به معراج برود، باز «عبد» است. پس دربارهى اولياى خدا غلوّ نكنيم. «أَسْرى بِعَبْدِهِ» 5 عبوديّت، از افتخارات پيامبر و زمينهى دريافتهاى الهى اوست. «بِعَبْدِهِ» 6 پيامبرى كه امّتش در آينده از فضانوردان نيز خواهند بود، لازم است به معراج و سفر آسمانى رفته باشد. «أَسْرى بِعَبْدِهِ» 7 براى قرب به خدا، شب بهترين وقت است. «2» «أَسْرى ... لَيْلًا»
________________________________________
(1). البتّه بعضى روايات، مجعول است، مثل مشاهدهى خدا در حال جسم بودن، و برخى قابل قبول است با توجيه و تأويل، مانند: ديدار اهل بهشت و جهنّم و برخى هم بدون تأويل، پذيرفتنى است.
(2). «سُرى» به معناى سير و حركت شبانه است.
8 شب معراج، شب بسيار مهمى است. «لَيْلًا» نكره آمده است.
9 اگر استعداد و شايستگى باشد، پرواز يك شبه انجام مىگيرد. «أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا» 10 مسجد، بهترين سكوى پرواز معنوى مؤمن است. «مِنَ الْمَسْجِدِ» 11 مسجد بايد محور كارهاى ما باشد. «مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى» 12 حركتهاى مقدّس، بايد از راههاى مقدّس باشد. «أَسْرى ... مِنَ الْمَسْجِدِ» 13 سرسبزى و بركات، بايد بر محور مسجد باشد. «الْمَسْجِدِ ... بارَكْنا حَوْلَهُ» 14 بيت المقدّس و حوالى آن، محلّ نزول بركات آسمانى، مقرّ پيامبران و فرودگاه فرشتگان در تاريخ بوده است. «بارَكْنا حَوْلَهُ» 15 ظرفيّت علمى انسان، از دانستنىهاى زمين بيشتر و شگفتىهاى آسمان نيز از زمين بيشتر است. «أَسْرى ... لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا» 16 هدف معراج، كسب معرفت و رشد معنوى بود. «لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا» 17 آيات الهى آن قدر بىانتهاست كه رسول خدا نيز توان دستيابى به همهى آنها را ندارد. «مِنْ آياتِنا» «1» 18 خداوند، به مخالفان هشدار مىدهد كه آنان را مىبيند و سخنانشان را مىشنود. «السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»
نقل از تفسیر المیزان:
[نقل برخى اقوال در باره مدنى بودن بعضى از آيات سوره اسراء و اشاره به مفاد كلى اين سوره مباركه]
از آيات اين سوره چنين بر مىآيد كه از سورههاى مكى است، ولى بنا بر قول بعضى از مفسرين بطورى كه روح المعانى نقل نموده دو آيه از آن مدنى است، كه عبارتند از: آيه" وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ ..." و آيه" وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ ...".
بعضى ديگر گفتهاند كه چهار آيه اين سوره مدنى است يعنى آن دو آيه مذكور به اضافه آيه" وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ ..."، و آيه" وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ ..." «3».
و از حسن نقل شده كه گفته است: همه آيات اين سوره جز پنج آيهاش مكى است، و آن پنج آيه عبارتند از آيه" وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ ..." و آيه" وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى ..." و آيه" أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ ..." و آيه" أَقِمِ الصَّلاةَ ..."، و آيه" وَ آتِ ذَا الْقُرْبى ..." «4».
و از مقاتل نقل شده كه گفته است كه تمام سوره مكى است مگر پنج آيه زير:" وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ ..." و آيه" وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ ..." و آيه" وَ إِذْ قُلْنا لَكَ ..." و آيه" وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي ..." و آيه" إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ ..." «5».
و از قتاده و معدل از ابن عباس روايت شده كه گفته است: همه آن مكى است مگر هشت آيه و آنها عبارتند از آيه" وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ ..." تا آيه" وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي ..." «6»
.
و ليكن در مضامين آيات مذكور هيچ دليلى بر اينكه در مدينه نازل شده باشند ديده نمىشود، و احكامى هم كه در اين آيات هست احكامى نيست كه نزولش اختصاص به مدينه داشته باشد، چون نظائر آن در سورههاى مكى نيز ديده مىشود، مانند سوره انعام و اعراف.
سوره مورد بحث هدفى را دنبال مىكند كه آن عبارت است از تسبيح خداى تعالى، اين سوره مطلب را با اشاره به داستان معراج رسول خدا (ص) و سير آن حضرت از مسجد الحرام به مسجد اقصى (كه همان بيت المقدس باشد و بنائى است مرتفع
________________________________________
(1 و 2) سوره اسرى، آيات 43، 93، 108، 111. [.....]
(3) روح المعانى، ج 15، ص 2.
(4) منهج الصادقين، ج 5، ص 293.
(5) روح المعانى، ج 15، ص 2.
(6) منهج الصادقين، ج 5، ص 2.
(هيكل) كه داوود و سليمان (ع) براى بنى اسرائيل بنا نمودند، و خدا آن را خانه مقدس ايشان قرار داد) شروع نموده و متذكر شده است.
آن گاه كلام را به مناسبت، به مقدرات بنى اسرائيل كشانده، از عزت و ذلت آنان و اينكه خداوند در هر روزگارى كه او را اطاعت مىكردند سربلندشان مىكرده، و هر وقت كه از در عصيان در مىآمدند ذليل و خوارشان مىساخته، سخن گفته و نيز كيفيت نزول كتاب بر آنان و پيرامون دعوت آنان به توحيد و نفى شرك توضيح داده است.
سپس به همين مناسبت كلام را به وضع اين امت معطوف ساخته، كه بر اين امت نيز كتاب نازل كرده پس اگر اطاعت كنند اجرا مىبرند، و اگر عصيان بورزند عقاب مىشوند، و ملاك كار ايشان مانند آنان به همان اعمالى است كه مىكنند، و به طور كلى با هر انسانى بر طبق عملش معامله مىكنند، و سنت الهى در امتهاى گذشته نيز بر همين منوال بوده است.
پس آن گاه حقايق مهم و بسيارى از معارف مربوط به مبدأ و معاد و شرايع عامه از اوامر و نواهى و غير آن را بيان مىكند.
و از آيات برجسته، در اين سوره آيه شريفه" قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى- بگو چه خدا را بخوانيد و چه رحمان را، به هر نامى كه بخوانيد براى او است اسماى حسنى" «1»
و نيز آيه" كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً- هر يك از طايفه مؤمن و غير مؤمن را از عطاء پروردگارت مدد مىرسانيم و عطاء پروردگار تو ممنوع نيست" «2»
و نيز آيه" وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها- و هيچ قريهاى نيست مگر آنكه ما هلاك كننده آنيم" «3»
و همچنين آيات ديگر، است.
" سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ...".
كلمه" سبحان" اسم مصدر از ماده تسبيح به معناى تنزيه است، و همواره به طور اضافه استعمال مىشود و در تركيب، مفعول مطلقى است كه قائم مقام و جانشين فعل است، بنا بر اين تقدير" سبحان اللَّه"" سبحت اللَّه تسبيحا" است يعنى خداى را تنزيه مىكنم تنزيه كردن مخصوصى، و آن تنزيه و مبرى ساختن او از هر چيزيست كه لايق ساحت قدسش نباشد.
_______________________________________
(1) سوره اسرى، آيه 17.
(2) سوره اسرى، آيه 20.
(3) سوره اسرى، آيه 58.
و بيشتر در وقتى استعمال مىشود كه بخواهند اظهار تعجب كنند، ولى در اين آيه به شهادت سياق، براى تنزيه است نه تعجب، چون سياق كلام و غرض از آن تنزيه خداست، هر چند بعضيها «1»
اصرار دارند كه آن را براى تعجب بگيرند.
نقل از تفسیر جامع:
سوره كهف
سوره كهف در مكه نازل شده و يكصد و ده آيه و يكهزار و پانصد و هفتاد و هشت كلمه و شش هزار و ششصد و شصت حرف است.
در آثار و ثواب تلاوت سوره كهف:
در كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده هر كسى آخر سوره كهف را در موقع خوابيدن بخواند در هر ساعتى كه بخواهد از خواب بيدار ميشود.
شيخ در تهذيب از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود هر كس سوره كهف را در هر شب جمعه قرائت كند تا شب جمعه ديگر كفاره گناهان او باشد.
ابن بابويه در فقيه از امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده فرمود چون كسى آيه قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ تا آخر سوره كهف را در موقع خفتن بخواند از خوابگاه او تا حرم كعبه و بيت المقدس نورى ساطع شده و فرشتگانى را فرا گيرد
تا موقع طلوع فجر براى خواننده آن استغفار كنند.
و نيز از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده فرمود هر كس شب جمعه سوره كهف را قرائت بكند نمىميرد مگر شهيد و در قيامت او را از جمله شهدا محشور و با شهداء توقف نمايد.
در كتاب خواص قرآن از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده هر كس سوره كهف را بنويسد و در شيشه دهن تنگى نهاده و در خانه خود بگذارد خود و عائلهاش از فقر ايمن شوند و از آزار و اذيت مردم محفوظ باشند و اگر اين سوره را بنويسند و در انبارهاى غلات و حبوبات بگذارند از فساد آنها بوسيله حيوانات در امان باشند اين حديث را از حضرت صادق عليه السلام روايت كردهاند.
خلاصه مطالب اين سوره داستان اصحاب كهف و بيان آنكه مال و فرزند از جمله متاع دنيا است و شرح حال موسى با خضر و مصاحبت آنها با يكديگر و قصه اسكندر و رفتن او بظلمات.
نقل از تفسیر نمونه:
محتواى سوره كهف
اين سوره با حمد و ستايش خداوند آغاز مىشود، و با توحيد و ايمان و عمل صالح پايان مىيابد.
محتواى اين سوره همچون ساير سورههاى" مكى" بيشتر بيان -1- مبدء و معاد و بشارت و انذار است. 2- مساله مهمى كه مسلمانان در آن روزها سخت به آن نياز داشتند اشاره مىكند، و آن اينكه يك اقليت هر چند كوچك باشد، در برابر يك اكثريت هر چند ظاهرا قوى و نيرومند باشند نبايد تسليم گردد، و در فساد محيط حل شود، بلكه همچون گروه كوچك اصحاب كهف بايد حساب خودشان را از محيط فاسد جدا كنند، و بر ضد آن قيام نمايند.
آن روز كه توانايى دارند به مبارزه ادامه دهند و در صورت عدم توانايى، هجرت نمايند.
3-همچنين از جمله داستانهاى اين سوره، داستان دو نفر است كه يكى بسيار ثروتمند و مرفه اما بى ايمان و ديگرى فقير و تهيدست اما مؤمن بود، ولى او هرگز عزت و شرف خود را در برابر آن فرد بى ايمان از دست نداد، و تا آنجا كه مىتوانست او را نصيحت و ارشاد كرد و سرانجام اعلام بيزارى نمود و پيروزى هم با او بود.
تا مؤمنان در شرائطى همچون آغاز دعوت پيغمبر ص بدانند اگر ثروتمندان بى ايمان جنب و جوشى دارند موقت است و خاموش شدنى همانند فقر و تنگدستى افراد با ايمان.
4- بخش ديگرى از اين سوره به داستان موسى و خضر (هر چند نام خضر در اين سوره نيامده است) اشاره مىكند كه چگونه موسى ع در برابر كارهايى كه ظاهر آن زننده بود اما باطنش پر مصلحت نتوانست صبر و حوصله بخرج دهد، ولى پس از توضيحات خضر به عمق مسائل كاملا آگاه شد و از بيتابى خود پشيمان گشت.
اين نيز درسى است براى همه، تا به ظواهر حوادث و رويدادها ننگرند، و بدانند در زير اين ظواهر باطنى است بسيار عميق و پر معنى.
5- بخش ديگرى از اين سوره ماجراى ذو القرنين را شرح ميدهد كه چگونه شرق و غرب عالم را پيمود، و با اقوام گوناگونى كه سنن و آداب بسيار متفاوتى داشتند روبرو شد، و سرانجام با كمك گروهى از مردم به مقابله با توطئه" ياجوج" و" ماجوج" برخاست و سدى آهنين بر سر راه آنها كشيد، و نفوذشان را قطع كرد (شرح كامل همه اينها به خواست خدا بعدا خواهد آمد) تا مسلمانان با بينش وسيعتر خود را براى نفوذ در شرق و غرب جهان آماده سازند و براى مبارزه با" ياجوجها" و" ماجوجها" دست اتحاد بهم دهند!.
6- جالب اينكه در اين سوره به سه داستان اشاره شده (داستان اصحاب كهف داستان موسى و خضر و داستان ذو القرنين) كه بر خلاف غالب داستانهاى قرآن در هيچ جاى ديگر از قرآن سخنى از اينها به ميان نيامده است (تنها در سوره انبياء آيه 96 به مسئله ياجوج و ماجوج بدون ذكر نام ذو القرنين اشاره شده است) و اين يكى از ويژگيهاى اين سوره است.
و به هر حال محتوايش از هر نظر پر بار، و تربيت كننده مىباشد.
نقل از تفسیر نور:
سيماى سورهى كهف
اين سوره، يكصد و ده آيه دارد، و جز آيهى 28، همهى آن در مكّه نازل شده است. در اين سوره از داستان اصحاب كهف و داستان موسى و خضر و داستان ذو القرنين «1» و مسائل مبدأ و معاد بحث شده است.
مشركان قريش افرادى را از مكّه به مدينه فرستادند تا ماجراى بعثت حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و نشانهى صداقت او را از علماى يهود بپرسند. علماى يهود به فرستادگان مشركان گفتند: از او سه چيز سؤال كنيد اگر دو چيز را جواب داد و يكى را بىپاسخ گذاشت، او صادق است. دربارهى اصحاب كهف، ذو القرنين و روح بپرسيد. اگر از اصحاب كهف و ذو القرنين جواب داد، ولى از روح جواب نداد، او پيامبر است. «2»
در فضيلت اين سوره و آثار تلاوت آن، احاديث بسيارى است كه به چند نمونه آن اشاره مىشود: هر كه اين سوره را بخواند از فتنهى دجّال بيمه است.
تلاوت آن در شب جمعه، سبب آمرزش گناهان تا جمعهى ديگر و سه روز بعد از آن مىشود. تلاوت آيهى آخر آن سبب بيدار شدن در هر ساعتى از شب كه بخواهيد مىگردد. تلاوت اين سوره مانع از عذاب دوزخ و مانع ورود شيطان به خانهاى است كه در آن شب، اين سوره خوانده شده است.
به هر حال خواندن و تلاوت همراه با فهميدن و عمل كردن، رمز رسيدن به بركات قرآن است.
______________________________________
(1). اين سه داستان فقط در اين سوره بيان شده است.
(2). تفسير درّ المنثور.